• ورود کاربران
  • عضویت
  • عدم وابستگی را بیاموزید

    عدم وابستگی را بیاموزید

     عدم وابستگی را بیاموزید:


    بسیاری از ما نا آگاهانه، عدم وابستگی را با بی توجهی اشتباه می گیریم. در حقیقت، این دو امر کاملا با هم فرق دارند. بی توجهی یعنی علاقه نداشتن: برایم اصلا نه مهم است و نه مطرح است. از طرف دیگر، عدم وابستگی یعنی: من تا حد امکان همه چیز را انجام می دهم، شانس را به سود خود می گردانم، تلاش خواهم کرد و متمرکز می شوم. من نهایت سعی خود را می کنم که موفق شوم. ولی، اگر موفق نشوم، آن هم مانعی ندارد.
    وابسته بودن به نتیجه کار و چسبیدن به آن، انرژی بسیار زیادی را از ما می گیرد. این انرژی نه تنها موقع فعالیت بلکه اکثرا پس از اتمام فعالیت، بعد از شکست خوردن یا بعد از مایوس شدن از کسی یا بعد از آن که نسبت به شما بی عدالتی شده باشد، انرژی بسیار زیادی از شما می گیرد.
    عدم وابستگی آزادی احساس را می آفریند، یعنی محکم گرفتن اما سبک رها کردن، به این منظور  تلاش سخت، توجه واقعی، اما در عین حال آمادگی کامل برای پذیرش هرنوع 
    نتیجه ای را داشته باشیم.

    وابستگی ترس را سر راهتان می آفریند: اگر بازنده بشوم، چه؟ اگر این معامله انجام نشود، چه؟ اگر مرا نپذیرفتید، چه؟ اگر، اگر، اگر...، اعتقادتان  این است که همه چیز باید دقیقا مطابق خواستتان انجام گیرد بدون کمترین نقص، که این مسئله موجب فشار های شدیدی می شود. فکر موفقیت همه چیز را از نظر شما محو کرده است.
    از سوی دیگر عدم وابستگی، مانند جادوئی است. شما را آزاد می گذارد که از تلاش خود و از جریان کار خود لذت ببرید. با فراهم کردم اعتماد به نفس لازم، به شما کمک می کند که دست به هر کاری که می زنید موفق شوید. فشارها را از شما دور می کند. شما
    برنده هستید، حالا نتیجه هرچه که می خواهد باشد. عمل عدم نگرانی به شما کمک می کند که مانع راه خود نباشید. شما قلبا می دانید که حتی اگر کارها به نتیجه مطلوب نرسند همه چیز درست خواهد شد. شما سلامت خواهید بود و از این تجربه می آموزید. دفعه بعد بهتر از پس آن بر می آیید. این روحیه پذیرا بودن به شما کمک می کند که به جای آن که خود را فراموش کنید و در افسردگی بی حرکت بمانید یا افسوس بخورید، وارد مرحله بعدی راهتان شوید. شما فقط در کمال اعتماد و شادمانی پیشرفت می کنید.

     

    مطالب مرتبط

    • استفان پرسون
      استفان پرسون

      فروشنده لباس های ارزان قیمت

    • تغییر پذیر باشید
      تغییر پذیر باشید

      تغییرپذیر باشید

    • چرا بیشتر مردم محکوم به فقر می شوند؟
      چرا بیشتر مردم محکوم به فقر می شوند؟


      مهم ترین عاملی که اکثر افراد را از پیشرفت و موفقیت مالی باز می دارد این است که آنها در ضمیر ناخودآگاه خود بر این باور متمرکز شده اند که امکان رسیدن به موفقیت مالی وجود ندارد، این باورها در ضمیر ناخودآگاه از سنین بسیار کم تحت تاثیر خانواده، معلمان، دوستان و ... شکل می گیرد، این باورهای محدود کننده در ناخودآگاه ما شروع به هدایت عملکردمان می کنند و هر روز  شکست ها، موانع  محدود کننده نسبت به ثروت را در جهان بیرون به ما نشان می دهند و در نهایت، همین باورها  آن کسی را که امروز هستیم به وجود می آورند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید باید برای تغییر  باورهای محدود کننده تلاش کنید، چرا که  باورهای مخرب انباشته شده در ناخودآگاه است که با وجود تلاش و سعی بسیار رسیدن به موفقیت را ناممکن می کنند، تا جایی که فرد در طول زندگی فقط در حال پرداخت چک هایی است که کشیده است بدون هیچ پیشرفت و ارتقای مالی، ذهن او پذیرفته است که توانایی رسیدن به موقعیتی بالاتر از وضعیت فعلی خود را ندارد، این فرد در ضمیر خودآگاه و هشیار خود معتقد است که هر کاری را برای رسیدن به موفقیت انجام می دهد اما در واقعیت این اتفاق نیفتاده است به این دلیل که در ناخودگاه خود به این باور نرسیده است که او لایق ثروتمندشدن است به همین دلیل فقط در مسیر رسیدن به اهداف موانع و مشکلات را می بینند و دائم عقب نشینی می کنند. هر قدر به تغییر باورهای محدود کننده در ناخودآگاه بی توجهی  شود موانع و مشکلات بیشتری در مسیر قرار می گیرد و ثروت دورتر ودورتر می شود. مثال هایی از این باورهای نادرست که در ضمیر ناخودآگاه افراد وجود دارد: ۱- من هیچ وقت ثروتمند نمی شوم. ۲- برای به دست آوردن پول باید سختی های بسیار کشید. ۳- اگر ثروت زیادی به دست بیاورم دیگران فکر می کنند کلاهبردارم . ۴- من نمی توانم موفق شوم چون پدر و مادرم نیز همینگونه بوده اند. ۵-  ارزشمند بودن این است که در ازای پول کمتر، بیش تر از دیگران کار کنم. ۶- اگر ثروتمند شوم دیگران با من خوب برخورد نمی کنند. ۷- مدیریت کردن پول زیاد بسیار سخت است. ۸- پول آرامش و خوشحالی را از من می گیرد. ۹- هر زمان که پول خیلی زیادی داشته باشم پس انداز می کنم. ۱۰- هر کاری را که شروع می کنم موفق نمی شوم. ۱۱- داشتن ثروت معنوی نیست. ۱۲- من آن قدرت جادویی راکه باعث کسب درآمد می شود  ندارم. ۱۳-من باور دارم روز به روز ثروتمندان ثروتمند تر و فقیران فقیر تر می شوند. از آنجایی که ۹۵% اعمال، رفتارها و اتفاقات زندگی انسان در کنترل ضمیر ناخودآگاه است و ضمیر ناخودآگاه  دارای فهم و شعور نمی باشد، تک تک این کلمات و جملات را به دقت خارق العاده ای می پذیرد و به دنبال دریافت پاسخ آنها از دنیای بیرون می باشد. به همین علت فرد در مسیر جذب پول و درآمد فرصت ها را نمی بیند و دائم شکست را تجربه می کند و تنها راه جایگزین کردن باورهای جدید و مثبت و سازنده با باورهای اشتباه و محدود کننده قبلی، برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه و استفاده از تکنیک های خودهیپنوتیزم می باشد تا بتوانید شکست ها، افکار منفی، ترس و ناکامی های گذشته را با باورهای مثبت، سازنده جدید نسبت به پول و ثروت جایگزین کنید و با قدرت و توانایی که دارید به موفقیت مالی و زندگی که استحقاق آن را دارید برسید.    

    محصولات مرتبط

    • بسته آموزشی  شبی با میلیونرها
      بسته آموزشی شبی با میلیونرها

      ویژه افرادی که از همین امروز می خواهند یک میلیونر خود ساخته شوند اما تصور می کنند سرمایه و قدرتی برای شروع ندارند.
       

    • کتاب زن باهوش
      کتاب زن باهوش

      آموزه های کتاب زن باهوش زندگی هر زنی را متحول و دگرگون می کند و مطالعه  این کتاب، به طور حتم برای هر زنی از خوردن و آشامیدن واجب تر است.

    نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

    captcha Refresh
    captcha Refresh
    فاطمه میزانی:
    ۱۳۹۵/۰۴/۱۸
    illegal0 downvote0 | 0upvote

    درود عالی و آموزنده بود متشکرم از شماپاسخ

    mahbobe jazayeri:
    ۱۳۹۴/۰۷/۱۱
    illegal0 downvote0 | 0upvote

    خسته نباشید.مثل همیشه زیبا وآموزنده بودپاسخ

    مدیریت سایت پاسخ داده:
    ۱۳۹۴/۰۷/۱۲
    illegal0 downvote0 | 0upvote

    سلام ممنون از اظهار لطف شما.پیروز باشید وسربلند

    پاسخ

    حسین میرزایی:
    ۱۳۹۴/۰۳/۰۴
    illegal0 downvote0 | 0upvote

    با سلام، بنده چند تا سوال داشتم اول اینکه چطور در هدفگذاری مطمئن باشیم هدفی که انتخاب میکنیم به صلاح ماست (لطفا در مورد صلاح بودن توضیح بدین) و اینکه چطور میشه که هدفی را انتخاب میکنیم و بعد از رسیدن به اون احساس پشیمانی میکنیم برای مثال بنده خیلی دلیل و انگیزه داشتم برای دوره فوق لیسانس اما بعد از اینکه قبول شدم (در یک دانشگاه دولتی و جزء 5 دانشگاه برتر کشور) واقعا انگیزه ای برای ادامش نداشتم ولی به هر حال ادامه دادم و الان هم استخدام یک ارگان دولتی هستم اما تو این مساله که چرا به اهدافی که واقعا براشون سنگ تموم گذاشتم بر میگردم و با خودم میگم ای کاش یک مسیر دیگه ای رو انتخاب میکردم دومین مساله اینکه من نتونستم هنوز این مطلب(رهایی) رو هضم کنم،ببنید در بحث هدف گذاری و رسیدن به اهداف صحبت از تمرکز هدفمند،تجسم خلاق ،عبارات تاکیدی ، قدرت تفکر،قدرت احساسات در راستای اهداف همیشه در تمامی سمینارهای موفقیت بیان میشه ،اما این مساله عدم وابستگی مبهم باقی میمونه،یک فرد از کجا بفهمه که تمام تلاشش رو انجام داده و به مرحله ای رسیده که این هدف رو رها کنه و وابستگی نسبت به اون نداشته باشه و در واقع به هدف نچسبه چرا که کنار هم قرار دادن این همه موضوع در رابطه با توجه کامل و اقدامات لازم جهت برآوردن اهداف و رها سازی اون برای من یکی که خیلی سخته لطفا از بنده راهنمایی خودتونو دریغ نفرمایید،اگر دراین زمینه مطالعه کتابی به من میتونه کمک کنه لطفا راهنمایی بفرمایید.با تشکر از توجهتونپاسخ

    به اشتراک بگذارید

    عضویت در خبرنامه

    باعضویت در خبرنامه از آخرین اخبار و تخفیف ها مطلع شوید.


    ایمیل خود را وارد نمائید